انجمن تخصصی فلزیاب و ردیاب
تاریخ : یکشنبه 29 مهر97 - 2:44pm



پاسخ به موضوع  [ 56 پست ]  برو به صفحه قبلی  1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
 19 فروردین (شرف شمس) 
نویسنده پیغام
استاد
استاد

تاریخ عضویت: چهارشنبه 26 تیر92 - 4:12am
پست: 1263
محل اقامت: کوردستان
پاسخ با نقل قول
- فرمودید که سخنان بنده : {فقط برای مردم عوام و دور از حقیقت ماجرا قانع کننده هست وگرنه اونی که مطالعه داشته باشه میدونه که قضیه از چه قراره }
خوب شما که مطالعه دارید ، بفرمائید از چه قراره و آیا کسی نمیتونه خصوصیات عمومی الهی داشته باشه ؟
- در مورد لوح محفوظ ، حالا شد و سخنان این پست آخریتون درسته و با سخنان بنده تطابق داره
بنده در جواب اون پست اول نوشتم که شما و چند نفر دیگه ، صدقه را بدون اثر بر لوح محفوظ خواندید و این نشون میداد که دیدگاه شما نسبت به لوح محفوظ یه جور دیگه بود و برای صدقه فکر می کردید ، که فقط فاز مثبت ایجاد می کنه و تاثیر مستقیمی نداره

- فرمودید : {درمورد شیخ گیلانی صحبت شد، خدا هیج جایی نگفته برای اینکه بخای به من برسی باید ریاضت بکشی و خودت رو از مردم قایم کنی .اینکه با 1دونه برگ درخت من بتونم سر کنم آیا این کمال هست؟}
این یعنی شما داری ریاضت رو نهی میکنی و ریاضاتی که هزاران شیخ عالی مرتبه ، کشیده اند ، اشتباه بوده ؟ اونوقت فکر می کنید که اونا درک نداشتن و شما دارید ؟
مرتبه ی ذهنی و درکی و عرفانی ، مشایخ ، خیلی بالاتر از آنچه بوده که کسی بتونه کار اونا رو اشتباه بدونه . همانطور که در زمان خودشان هم ، هیچ عالمی نمیتونست ، طبق قرآن کارشون رو رد بکنه
مسئله ی عرفان و طریقت ، پله ای بالاتر از شریعت است و خدا در قرآن مستقیما ننوشته چون اگر می نوشت ، بعنوان یک دستور برای عوام نیز می بود
مثلا فرموده که نماز و روزه بگیرید و مقدار معینی( 17 رکعت نماز و 1 ماه روزه ) برای یک فرد مسلمان تعین شده
اما کسانی که عاشق خدا بودند ، مثل ما از خواندن چند رکعت نماز هراس نداشتند و از دید اجبار به تکلیفات نگاه نمی کردند
بلکه بغیر از انجام تکالیف معین شده ، بمقدار زیادی بر عبادت خود افزوده بودند و مثلا بجای 17 رکعت ، هر شب صدها رکعت نماز می خواندند
و بجای 1 ماه روزه گرفتن ، چندین ماه و روزه بودن و بعضی "صائم الدهر" بودند . یعنی همیشه روزه
درسته که خداوند مستقیما به انجام این کارها اشاره نکرده اما نهی نکرده و اتفاقا بهترین افراد نزد خداوند کسانی هستند که از این کارها کرده اند و خداوند را عاشقانه پرستش کرده اند نه به اجبار
و طی کردن این راه سخت ، بدون ریاضت کشیدن و فشار آوردن به نفس خود ، میسر نبوده ، برای همین برگ درخت خوردن ، یا اینکه خود را از خوردن یک خرما طی چندین سال تحریم کردن . وگرنه خوردن خرما که حرام نیست
- اگر فکر می کنید که بدون ریاضت و سرکوب نفس و انجام عبادات خالصانه ، کسی میتونه به خدا برسه ، شما فقط یک نفر را به بنده معرفی بنمائید که چنین باشد
این نشون میده که دیدگاه شما برای رسیدن به خدا ، طوری دیگر است و راه رو آسون فرض کردید .
ضمنا برای تشخیص این افراد بدانید که : رسیدن به خدا نشانه دارد و به آن شخص ، کرامات و توانائی هایی از جانب خدا بخشیده میشه . مطمئن باشید که هرگز شخصی را نخواهید یافت که کرامات داشته باشد و پشت این کرامات ، زحمت و رنج نکشیده باشد
- قایم شدن از مردم نیز از اختیارات شخص است و به کسی ربطی ندارد که تنها است یا قاطی مردم
- البته سخنان بنده در رابطه با توسل و اولیا ، در جواب شما نبود و روی سخن با مخالفان است و اگر شما مخالف نیستید و اشتباه متوجه شدم ، بنده از شما عذر میخوام چون سخان شما اینطور میرسوند

- در مورد داستان برادر زرگر هم ، شما درست میفرمائید . اما به این معنی نیست که ریاضت کشیدن و دوری از مردم اشتباه باشد
شما اگر امروزه شخص زرگری را می شناسید که بتواند آتش در پنبه کند ، لطفا معرفی بفرمائید . حالا شغلش هم چیز دیگری باشد ، اشکال ندارد
مطمئن باشید که یا همچین شخص زرگری وجود نداشته ، یا اگر داشته بسیار زاهد بوده و سالها با نفس خود مجاهده کرده تا تونسته به این مرحله برسه و این به خدا رسیدن در میان مردم بسیار سخت تر از تنهایی است و درجه اش بالاتر است و بنده مخالف رعایت زهد در میان مردم نیستم . اما همانطور که میبینید این کار بسیار نایاب و نشدنی بوده و بهمین خاطر ، عاشقان خدا ، راه تنهایی را برمیگزیدند و همه هم اینطور نبودن و داشتیم که در مغازه نیز زهد داشته و به کرامات رسیده ( مانند شیخی که ازو در مورد صدق پرسیدند ، دست در کوره ی آهنگری مغازه کرد و آهن گداخته بیرون آورد و گفت صدق این است )

و بهتر است بدانید که بیشتر مشایخ و اولیا ، بعد از تنهایی و دوری ، روزی به هدف رسیدن و آنروز دیگر در غار نمانده اند و به میان مردم آمده اند و مردم را ارشاد و راهنمائی کرده اند . و هر عاقلی می داند که اگر آن تنهایی و ریاضت را نمی کشیدند ، هرگز به این مرحله نمی رسیدند که بتوانند مردم را ارشاد کنند ( مانند بیشتر کسانی که امروزه در میان مردم هستند و مثلا دارن مردم رو ارشاد می کنند اما خودشان هنوز ارشاد نشده اند و 99 درصد مردم نیز از حرف ایشان ارشاد نخواهند شد)

- همین شیخ عبدالقادر که شما مخالف "تنهایی ریاضت کشیدن " ایشان هستید ، بعد از ریاضات منفرده ، به میان خلق آمد و
بیش از 100 هزار نفر نزد وی توبه کرده اند ( در حالی که 99 درصد ما ، امروزه در منزل خود ، از اصلاح کردن 1 نفر برادر تنی خود عاجز هستیم )
و بیش از 3 هزار نفر از یهودیان ، نزد وی به اسلام ایمان آورده اند
و توسط مورخین ثبت شده است که در یک مجلس وعظش ، نزدیک 70 هزار نفر حضور داشته اند @-)
میدونید 70 هزار یعنی چقدر ؟
شاید منکر شوید و فکر کنید که دروغ است و در زمان نبودن بلندگو ، چطوری صدای شیخ به گوش این همه جمعیت رسیده ؟
بله رسیده اما نه طریق زبان بلکه از طریق دل
و شاهد دل همان است که در هر یک از مجالس ایشان ، روزانه دهها جنازه برمی داشتند که از " شدت جاری شدن حق بردل " جان به جان آفرین تسلیم می کردند
خوب امروز شما کدام عالم بی زهد و ریاضت نکشیده را میشناسید که چنین مجالسی داشته باشد و بتواند این همه مردم را اصلاح کند ؟
و این نتیجه ی همان " برگ درختان خوردن " است نه " در میان مردم بودن و نتیجه نگرفتن"

- همانطور که در پست آخرتون ، بخوبی اولیاالله را توصیف کردید ، همانطور هم باید قبول کنیم که آنها از ما بهتر راه درست را تشخیص داده اند
و نباید انجام ریاضت و خلوت نشینی و کارهای بظاهر عجیب را نهی کنیم چون خود این اولیا نیز همگی از همین راهها به خدا رسیده اند و مخالف این راهها نبوده اند بلکه به دیگران آموزش نیز داده اند


دوشنبه 21 فروردین96 - 12:26pm
کاربر حرفه ای
کاربر حرفه ای
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: دوشنبه 2 تیر93 - 1:29pm
پست: 1220
محل اقامت: بهشت ایران
پاسخ با نقل قول
‍ دعا یا طلسم؟ خدا یا شیطان ؟
میانبر به سمت خدا یا سقوط به دام شیطان

استفاده از طلسم نه تنها برای خواسته های مادی و زمینی بلکه برای خواسته های آسمانی و معنوی هم استفاده میشه میگه اگه اینو حمل کنی به این میرسی و ...
اگر کمال با حمل کردن چیزی حاصل میشد با یک گردنبند یا یک انگشتر حاصل میشد که دیگه مشکلی نبود! هیچ چیزی مارو حفظ نمیکنه مگر اون حفاظ، نهادینه و جزء وجودی ما باشه.
فریب ها و نیرنگ هایی هست تو این قضایا، مثلا میگه تو این یک خط رو بخون انگار 360 بار رفتی حج و.. یعنی اصلا معرفت حج رو نفهمیدند. اصلا هدف خوندن نیست هدف فهمیدن هست، هدف ادراک هست لذا تفکر مکانیکی رو به ما القاءکردند و سر یک دوراهی قرار میگیریم: دنبال معرفت باشیم یا دنبال کار فیزیکی؟
مثلا میگه هر کس نگاهش به این بیافته آتش جهنم رو نخواهد دید! پس هر کاری دلمون خواست میکنیم و آتش جهنم رو هم نخواهیم دید! آیا فلسفه کمال و خلقت اینطوریه؟ این باعث میشه که من دیگه دنبال معرفتش نروم و به این انگیزه نمیافتم که من باید مشتاق باشم پس متوجه میشیم کاسه ای زیر نیم کاسه بوده و ما رو از دنبال کمال رفتن معاف کردند، مثلا میگه اینو انجام بده انگار صد دفعه رفتی...آیا فریب از این واضح تر و آشکارتر ؟؟
الان باید کلی چیز میدونستیم و به دست نیاوردیم، ماحصل این قضایا شده یه مشت طلسم که رو دستمون مونده.وقتی که مطمئن بشیم به اینجور چیزا نیست مجبوریم بیافتیم دنبال معرفت.
در گوش ما کردند که خودِ مراسم مارو نجات میده، یعنی این کارو بکن، این مراسم رو به جا بیار حالا نجات پیدا میکنی،ثواب داره، درصورتیکه این مراسم میخواد به ما معرفتی رو انتقال بده ولی به تدریج مراسم و مناسک جای معرفت رو گرفته ،شما باید بین عمل و معرفت قضایا رابطه ای برقرار کنید هر کاری میخوام بکنیم باید بدونیم که انگیزه ما چیه، اگر معرفتش رو به دست نیاریم اون کار مکانیکی مارو نجات نمیده این یک اصل بسیار مهمی است.
بنابراین خواسته های ما اصلش إِيَّاكَ نَستَعِين است و باید بدونیم که چه چیزی رو با چه قیمتی قراره به دست بیاریم.
یاحق


جمعه 25 فروردین96 - 1:17pm
استاد
استاد

تاریخ عضویت: چهارشنبه 26 تیر92 - 4:12am
پست: 1263
محل اقامت: کوردستان
پاسخ با نقل قول
بله
واضحه که در هر شغل و روش و عقیده ای ، یه سری افراد پیدا میشن که چیزی رو اغراق می کنند یا اینکه عده ای مثل شما بکلی نفی میکنند
هر دو طرف کار خوبی نمی کنند
اینجا قطعا برای هر چیزی ، یه حد و مرزی وجود داره و نباید از اون بیشتر یا کمتر بشه و تر و خشک باهم قاطی بشه
- وقتی در سوره ی زلزله میفرمایند { مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَه } و { مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه } یعنی اینکه هر ذره از خیر و شر که انجام داده باشیم باید حساب و جزاش پرداخت بشه . و هیچ طلسم و دعا و حج رفتن و کاری ، نمیتونه اثر یک گناه رو از بین ببره . کاریه که شده و باید عذابش رو بکشیم
حتی شهادت نیز نمیتواند در بخشش گناهان تاثیر داشته باشد . البته گناهانی که مربوط به دنیا و بندگان است ( حق الناس ) وگرنه چیزهایی که به خدا مربوط میشود ، خداوند اختیارش را دارد و به معنی واقعی بخشاینده و مهربان خواهد بود در صورتی که محبت خدا را جلب کرده باشیم ، اگر با توبه کردن یا با جبران کردن یا با سیر کردن فقیر یا با محبت به اهل خدا یا حتی با بهمراه داشتن یک دعا باشد . هرکدام در حد خود تاثیر خود را خواهند داشت و خداوند از همه ی کم و بیشها آگاه است
- و در مورد حفظ کردن هم نباید بسمت منفی ، نهی بکنید
مشخصه که بعضی از آیات و طلاسم ، میتونن ما رو در برابر خطرهایی حفظ بکنند . اما میزان این حفظ کردن و مقدر زمان تاثیر داشتنش ، بستگی به اون دعا و مرتبه ی شخص پیش خداوند دارد
مانند دعای چشم زخم که از قرآن استخراج شده و نه پیامبر و نه هیچ امام و و اولیای دیگری ، تاثیرش رو نهی نکرده ، بلکه بهمراه داشتن یا خواندنش رو در مواقع خطر ، به مسلمانان توصیه هم کردن

- هرگونه نوشته و نقش و طلسمی که گفته باشن : {هر کسی اینو ببینه جهنم را نخواهد دید } دروغ و اغراق است و با آیات قرآن منطبق نیست . و اینکه نوشته یا نقش یا آیاتی هستند که فقط نگاه کردن به آنها برای بیننده نفع دارد ، درست است و طبق اغراق قبلی نباید همه ی اثر رو نهی کرد

- اگر میگویند {مثلا فلان سوره را بخوانید ، مانند این است که 10 بار حج رفته باشی } اشکال از طرز گفتن است که درست نیست . بجای اینکه بگن مثل حج است ، باید بگن ثواب حج را دارد . وگرنه هیچ کاری نیست که جای خود حج رو بگیره حتی اگر آن کار درجه و ثوابش بیشتر از حج باشد . هر چیزی بجای خودش . اینطور نیست که فلان سوره را بخوانید و دیگر لازم به حج رفتن نباشد .

- و اینکه امروزه انسانها ، معرفت کار را فقط با انجام مراسمش ختم به خیر کردن ، درست میفرمائید . و این گونه مراسم و دعاها و طلاسم و واجبات و ... اگر فقط بصورت نمادین انجام بگیرند ، هیچ اثری نخواهند داشت

مانند نمازی که بیشتر ما ، فقط در فکر آن هستیم که سریع بخوانیم و خود را از دست این واجب برهانیم که تموم بشه . و هیچ منزلتی پیش خداوند نخواهد داشت ، بغیر از ثواب گفتار اسما و آیات خدا و مقدار کمی خوف نفس ( خوف نفس با مقام عظیم خوف حق فرق دارد ، اشتباه برداشت نشود )


جمعه 25 فروردین96 - 2:28pm
کاربر حرفه ای
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: جمعه 30 مهر95 - 6:27pm
پست: 373
پاسخ با نقل قول
دوستان درود
دوستان کسی هست به خدا نزدیک باشه ؟؟؟
اگرهست بهش بگوکه دیگه بس کنه اینقدادمارونکشه اینقدکسایی که سالهابه پاکی تورویادکردنوازارنده یابه دادشون برس این بچه هاچه گناهی دارن بس کن این روال کاریتو تغییربده .اگرم کسی نیست .پس هیچ کس بهش نزدیک نیست .
معجزه ما الان میخوایم .الن بهش نیازداریم
اگرکسی هست التماس میکنم این پیقاموبرسونه ^:)^


سه شنبه 13 تیر96 - 1:32pm
کاربر فعال
کاربر فعال

تاریخ عضویت: دوشنبه 10 خرداد95 - 12:23pm
پست: 114
پاسخ با نقل قول
جواد64 نوشته است:
دوستان درود
دوستان کسی هست به خدا نزدیک باشه ؟؟؟
اگرهست بهش بگوکه دیگه بس کنه اینقدادمارونکشه اینقدکسایی که سالهابه پاکی تورویادکردنوازارنده یابه دادشون برس این بچه هاچه گناهی دارن بس کن این روال کاریتو تغییربده .اگرم کسی نیست .پس هیچ کس بهش نزدیک نیست .
معجزه ما الان میخوایم .الن بهش نیازداریم
اگرکسی هست التماس میکنم این پیقاموبرسونه ^:)^

اگر به آیینه نگاهی بکنی اورا خواهی یافت :-BD :-BD


چهارشنبه 7 شهریور97 - 5:00pm
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه 15 خرداد97 - 10:15am
پست: 31
پاسخ با نقل قول
سلام و دورود خدمت همه ی عزیزان
با پیام قشنگ آخر دوستمون بهانه ای شد تا این تاپیک رو مطالعه کنم ،مطالب جالبی هست باید یه تشکر ویژه از جناب سنه دژ انجام بدم که با پیام های کامل و زیباشون ، البته در بعضی بخش ها واقعا حق مطلب رو ادا می کنن و عصاره و جان کلام و مطلب رو می گن ، همچنین از دوست عزیزمون آقا رضا که از اواسط تاپیک مطلبشون رو بهتر عنوان کردن و به دیدگاه واقعی نزدیک تر شد .
جسارتا به نظر بنده ی حقیر هر دوی دوستان بخشی از یک حقیقت واحد رو در قالب روخ دار ها بیان می کنن و هر دوی عزیزان درست می گن . نگاه استاد سنه درژ به ماهیت درونی و عرفانی موضوع هستش و نگاه آقا رضا نگاه اعتراضی به استحمار فکری افراد با نگاه ساده اندیشانه و چرایی و چگونگی مورد سوئ استفاده قرار گرفته شدن و مقابله با اون هست .
فقط یک نکته رو باید عرض کنم که علم عرفا شهودی هست و نباید با منطق عام یا روزمره مورد قیاس قرار بگیره . علوم تجربی از تجربه و آزمایش کردن بدست میاد مثل روش علمی . علم عرفا شهودی هست و بی واسطه و فقط خودشون و خواصی قدرت مشاهده و درک اون تجربه ی معنوی رو دارند . و این علم هم مراتب داره و به زیادی تعلیم و تعلم نیست بلکه نوری ست که خداوند در دل هرکس که بخواد قرار میده . و لطف عامش هم شامل همه ی افراد ، جانداران و تک تک ذرات عالم شده . اصلا نکته ی رمز اینه که هستی شرابه و نیستی اصلا نیست وجود نداره فقط مراتب و تعیینه .
حال بانگاه تیز بینانه و دل حقیقت جو می شه سره رو از ناصره تو این مییون تشخیص دارد . والبته هیچ لذتی بالا تر از آگاهی ، فهمیدن و کشف و دانستن نیست . بزرگترین زر خودتون هستید بقیه سنگ و خاکه @};- @};- . جسارت بنده رو می بخشید و از همه طب آرزوهای نیک و دعای خیر دارم.
زنده باشید @};-



تا در طلب لقمه ی نانی نانی * تا در طلب گوهر کانی کانی
این نکته ی رمز اگر بدانی دانی * هرچیز که در جستن آنی آنی


شنبه 10 شهریور97 - 6:33pm
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
پاسخ به موضوع   [ 56 پست ]  برو به صفحه قبلی  1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6

چه کسی آنلاین است؟

کاربران حاضر در این انجمن: Farahani464 و 14 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

انجمن و سایت تخصصی فلزیاب و ردیاب با حضور اساتید مجرب - طراحی و ساخت و خرید و فروش مدارات الکترونیک و کیت و نقشه مدار دستگاههای پر قدرت فلز یاب و رد یاب با قیمت مناسب - دستگاه گنج یاب و دفینه یاب و گنجیاب جهت جستجوی طلا - بهترین و قویترین طلایاب و سیستم تصویری و فلزیاب پالسی و توباکس - آموزش اپراتوری ردیاب - best site / forum for metal detector (PI, VLF, Two Box, ...) , lrl , felezyab , felez yab systems to find treasure